- ی الف سین
- دوشنبه ۴ دی ۹۶
با یه فیلم بد رو به رو نیستیم. یه فیلم متوسط با همه جزئیات متوسط دیگه.
بازی تکراری گریبان نیکی کریمی رو گرفته، کارگردان در درام بی تجربهس، از کادر بندیهای تکراری فیلمهای اخیر هم که خسته شدیم.
توجه و نگاه به زن و قهرمان پروری از این قشر جامعه واقعا خوبه، اما توی همه چیز اغراق شده، آذرِ متورسوار و قهرمان فیلم هرکسی از کنارش رد میشه یه چک و لگدی بهش میزنه و اون صبور و مهربون و پرتلاشه! و مردای فیلم یا نفرت انگیزن، یا کمتر نفرت انگیز.
همین دیگه. آذر ساخته شد تا باشه، و بعد هم فراموش بشه.
!mother قطعاً بهترین فیلم آرنوفسکی نیست و شاید به خاطر روایت غیر معمولش توسط خیلیها پس زده بشه، اما نمیشه این رو انکار کرد که آرونفسکی به سینما برگشته تا باز هم، مخاطبش رو پس از تماشای فیلم دچار درگیری ذهنی کنه...
!mother
2017
Mystery/Thriller
IMDb:7-10
Darren Aronofsky
cast : Jennifer Lawrence/Javier Bardem/Ed Harris/Michelle Pfeiffer
مردی به نام اوِه، رمانی که رکورد فروش را شکست...
داستان روزگار پیرمردی کم حرف،سختکوش و بسیار سنتی که اعتقاد دارد همه چیز باید سرجای خودش باشد و فقط احمقها به کامپیوتر اعتماد میکنند. اون سالها با قوانین سفت و سختش و همسرش که عاشقانه دوستش داشته زیسته و حالا انگار به آخر خط رسیده.
تا اینکه یک روز صبح ماشین زن باردار ایرانی و شوهر خنگش که قرار است همسایه ی او شوند کوبیده میشود به صندوق پستیاش و این آغاز ماجراست...
روایتی از برخورد دو جهان،برخوردی که به طنز مداوم و تاثیرگذار میانجامد و باعث میشود مفهوم کهن سالی و نوگرایی به شکلی دیگر برای مخاطب روایت میشود
-نوشتهی پشت جلد
پ ن: من واقعا از خوندنش لذت بردم، به معنای واقعی کلمه!
پ ن ٢: #دور_دنیا_با_کتاب -سوئد-کتاب اول
A man called Ove
2015
IMDb: 7.7-10
drama-comedy
فیلمی خوش ساخت با نماهای چشم نواز و بازیهای راضی کننده که تماشایش اصلا خالی از لطف نیست، اما یک عالمه جزئیات دوست داشتنی از قلم افتاده که نهایتا به این نتیجه میرسیم که باز هم حق مطلب کتاب ادا نشد.
پیشنهاد اول من خوندن کتابش هست.
پرداختن به مسائل اجتمائی مثل پول شویی،رانت خواری،لابی گری،واردات غیر مجاز و قهرمانهایی که دیالوگهای قشنگ میگویند اما از زبان تیز و برنده ای خبری نیست.حالا دیگر کیمیایی محتاط شده.
نقش پرویز پرستویی منفعل است و شخصیت پردازیش جز استفاده دم دستی از مذهب چیز زیادی برای قهرمان شدن در چنته ندارد.امیر جدیدی بازیگر خوب و آینده داری است اما شبیه شدن به بازیهای بهروز وثوقی کمی توی ذوق میزند.عشق بین پولاد کیمیایی و پگاه آهنگرانی هم در دیالوگهای بی سرو ته خلاصه میشود و از پرداخت عمیق به معقولهی عشق خبری نیست.
فکر کنم وقتش هست که کیمیایی دست از سر فاکتور معرفت بردارد و به جای اینکه بر نقشهای تکراری لوتی ها و داش مشتیهای فیلمهای قدیم کت و شلوار تن کند و با زندگیهای بورژایی همان حرفهای تکراری را بزند، دست به ساختار شکنی زده و قصه های جدیدی روایت کند.
نهایتا قاتل اهلی میتواند فیلم دوست داشتنیای باشد برای کسانی که شخص کاگردان برایشان محبوب است.
چی میبینم؟
مانی پولهایی را که باید به رئیس گانگسترش برساند از دست داده،از لولا کمک میخواهد و او 20 دقیقه وقت دارد : یا صدهزار مارک یا مرگ.
لولا شروع به دویدن می کند و ما در سه سناریوی مختلف، شاهد تلاش او برای رهایی مانی و مصمم تر شدنش برای رسیدن به هدف هستیم.
حرف اصلی این فیلم تاثیر زمان و ثانیه ها در سرنوشت و زندگی انسانها و اتفاقاتی که از سر میگذرانیم است.نگاه کردن به تقدم تاخر رویدادها، وقتی تفاوتش به مرگ و زندگی میرسد و نفس را در سینه حبس میکند.
فیلمی که از نوع شروعش،تا حرکت دوربین، گره خوردنش با انیمیشن را میشود تفسیر کرد،شاید هرکس با دید خود:
انسان محوری، یا سرنوشت ؟
شاید هم مخلوطی از هر دو.
run lola run
1998
IMDb: 7.7-10
germany
Big little lies
IMDb: 8.6-10
2017
Reese Witherspoon, Nicole Kidman, Shailene Woodley
Laura Dern,Alexander Skarsgård,Adam Scott,James Tupper
یک مینی سریال فوق العاده از شبکهی HBO ،اقتباس شده از رمانی به همین نام با شعار یک زندگی ایدهآل،یک دروغ ایدهآله.
اثری منجسم و پیچیده که توانایی زیادی در همراه کردن بیننده دارد.
پردازش به تمام وجهههای درونی و احساسی انسان و ضعف و قوت ها،زیباییها و زشتی و اشتباهاتی که بین تمام قشرها یکسان است و فرقی نمیکند که فیلم با نمایش زندگی مادرانی خوش پوش که فرزندانشان را در روز اول مدرسه همراهی میکنند، غیبت میکنند، پشت چشم نازک میکنند و با دوستانشان همدیگر را زیر نظر گرفته، پنهانی خط و نشان میکشند و بعد از آن در کافههای گرم ساحل با دوستانشان قهوه میخورند و گپ میزنند شروع شود ، باز هم شما با آنها احساس نزدیکی میکنید ، چون زیر پوست خوشبخت و خوشحالشان آن آها هم افسرده، ناراضی، مضطرب و در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات زناشویی، فرزندان، تنهایی و بحرانهای میانسالی ... هستند.
در ابتدای سریال ماجراها به حل کردن معمای یک قتل مرموز گره خورده که تا پایان سریال رازش برملا نخواهد شد و تا آن موقع ما با دنیای درونی تک تک شخصیتها از نزدیک آشنا خواهیم شد...
+اینهمه بازیگر خوب کنار هم؟ ^ـ^
امروز بعد از اینکه عصبانیتم از زمان دیدن فیلم از بین رفت نشستم و نقدای فیلم رو خوندم.
فیلم درمورد دختریه که شب قبل از عروسیش به دوستاش اطلاع میدن که عروسی به خاطر مرگ عروس بهم خورده. و بعد شاهد تلاش دو دوست(پگاه آهنگرانی-باران کوثری) برای فهمیدن چند و چون مرگ دوستشون میشیم.
فرداش میرن خونهی دختر رو پیدا میکنن، پدری که رفتار عجیبی داره، و خواهری که ترس و نگرانی رو میشه از حرکاتش دید اما حرفی به میون نمیاد. از اسم فیلم شاید بشه حدس زد که علت مرگ هرچی هست شاید باید در اتفاقاتی توی همون خونه افتاده جستجوش کرد.
بازی حامد بهداد هم در نقش نامزد دختر خوبه، و تا اخر فیلم این شک رو بوجود میاره که ایا مرگ سمیرا زیر سر اونه یا لااقل از راز مرگ خبر داره یا نه.
تو یه صحنههایی از فیلم نشون میده که خواهر عروس با فرستادن ایمیل و اس ام اس بعد از مرگ خواهرش سعی داره به دوستاش یه سری کد رو نشون بده، و دو تا دوست بعد از مدتی از فیلم حذف میشن.بهار به شهرستان برمیگرده ولی حذف شدن ناگهانی دوست دیگه که اتفاقا باهوش تر و کنجکاو تر به نظر میرسه خیلی چیزا رو ناتمام میذاره.
و در نهایت فیلم با فلش بک سمت دیگه ای از داستان رو نشون میده و اتفاقاتی که به سمیرا گذشت قبل از مرگش. سمیرا وقت ارایشگاه داره، ولی ناگهان متوجه میشه که خواهر و مادر همسرش هم میخوان همراهش بیان، اما بیخبر اون رو به مطب پزشک زنان میبرن و ازش میخوان معاینه بشه تا گواهی بکارت بگیره. سمیرا که شکه شده سعی میکنه با نامزدش تماس بگیره و نهایتا از مطب فرار میکنه.
و انتهای فیلم هم پسر که از ماجرا خبر نداشت با خانواده ش دعوا میکنه و داره توی خیابونا دنبال سمیرا میگرده که میبینه تصادف کرده.
البته از صحنهی تصادف هم چیزی نشون داده نمیشه، جز قیافهی شکه شده حامد بهداد و هجوم مردم. توی نقدا از خودکشی سمیرا گفته بودن و من متوجه نشدم از کدوم کد و نشونه به این نتیجه رسیدن.
فیلم پر از پروندههای باز شده و اتفاقات مبهمه.پدر سمیرا از همون ابتدا سعی میکنه مرگ دخترش رو مخفی کنه و تلاشی برای حل شدن ابهامات مرگ دخترش نمیکنه و با خوندن نقدها دیدم که اکثریت باور دارن که از همین رفتارها میشه به این نتیجه رسید که سمیرا قربانی تجاوز از سوی پدرش بوده و از سینمای ممیزی ایران انتظار واضح تر از این بیان شدن رو نمیشه داشت!
مسعود فراستی: فیلم روی هواست و هرکسی حدسی میزند.این که نشد فیلم.این که نمیشود که نمیشود آن را چی را؟گفت که نشد حرف !
:))))
مهراد اصفهانی:
خانۀ دختر به استناد سوژۀ نادرش و اینکه خیلی کم پیش میآید چنین اتفاقی رخ بدهد و برطبق آنچه میبینیم، فیلم ضعیفی است و در عین حال جسورانه؛ از حیث مطرحکردن چنین موضوعی (البته اگر به وضوح بیان میشد). متأسفانه اما چیزی که میبینیم، فرسنگها باچیزی که بوده فاصله داشته و بهواقع اثری بیخاصیت ، بیسر و ته ، شلخته و پر از ابهام است. نه صاحب اثر میفهمد چه تحویل داده و نه مخاطب میفهمد چه تحویل گرفته است
چنان با سانسور فیلم رو درب و داغون کردن که عملا هیچی ازش باقی نموند، بعد تو بوق و کرنا که رفع توقیف شد!
چراغای سینما که روشن شد باورم نمیشد تموم شده.سرمو برگردوندم دیدم بقیه هم همچین حسی دارن. اصن هیچی به هیچی.
توهین به شعور مخاطب به معنای واقعی کلمه. فک کنم تا چند وقت اصن میلم به سینما رفتن رو کشت.